گفته بود گاهی مشروب میخورد و بددهنی میکند. بار آخر گفت دستبزن هم دارد اما هرچه کردم نخواست اقدام قانونی بکنم. امروز هنوز روی صندلی ننشسته زد زیر گریه. پسرک را فرستادم توی سالن انتظار با اسباببازیها سرگرم شود. زل زده بود به صورت گریان مادرش.
مطلب کامل را در وبلاگ قاصدک بخوانید.