در راستاي این كه رئيس جديد دانشگاه ما در مراسم معرفهاش گفته: ما كاري به روش هاي شهر سازي در دنيا نداريم بلكه بايد دانشجوها را جوري آموزش دهيم كه شهرهاي اسلامي بسازند و از آن جا كه در ميان هم دانشگاهيهايم من جزء مؤمن ترينشان هستم (جدي ميگم ) احتمالا تمام اميدشان به من است. من هم در راستاي نا اميد نكردنشان چند تا طرح به ذهنم رسيده كه بزودي ميخواهم به شوراي شهر تهران ارائه كنم.
1_ تمام جداول بلوكي و بتني وسط خيابان ها را برداشته و به جاي آن ها گونيهاي خاك بگذاريم. از خصوصيات اين طرح به ياد آوري فرهنگ جنگ و جهاد است. البته در صورت لزوم (حمله آمريكا) ميشود از آنها به عنوان سنگر هم استفاده كرد.
2_ ارتفاع اين گوني هاي خاك را به جاي نيم متر مرسوم، تا حدود 5/1 تا 2 متر افزايش دهيم. اين طرح در راستاي جهاد اكبر يعني همان مبارزه با نفس ميباشد، چون ممكن است در دو لاين روبروي سرنشينان دو ماشين از لحاظ جنسي متفاوت باشند كه علاوه بر نگاه به نامحرم ممكن است به ايجاد تصادف هم بيانجامد.
3_ از آن جا كه سينما سر چشمه اي غربي دارند و غربي ها فقط به فكر تهاجم فرهنگي هستند. تمام سينماها، كتابخانههايي كه در آن مطالعات غير ديني (فقط هم اسلام) انجام مي شود و تمام ورزشگاهها به جز چهار رشتهاي كه در اسلام به آنها توصيه شده جمع شوند و به جاي آنها مسجد، هيأت، مصلي و محلي مخصوص شتر سواري ايجاد كنند.
4_ بدان جهت كه نشانه هاي شهري از بارز ترين نكات مهم در شهرسازي هستند و از آنجا كه برج ميلاد ديگر نشان شاخصي براي تهران است پيشنهاد مي شود اين برج خراب شده و يك برج ديگر به شكل مناره مساجد كه طبقات آن هم فقط كار كرد مذهبي داشته باشند به جاي آن ساخته شود تا ديگر شهر اسلامي ما از كيلومتر ها قابل شناسايي براي كساني كه هنوز با شتر سفر ميكنند باشد.
جدا از شوخي دوست دارم تابستان روي اين موضوع كار كنم: از آنجا كه اكثر شهرسازان تاريخ مرد بوده اند شهرهاي كشور هاي مختلف با استانداردها و تفكراتي مردانه ساخته شدهاند يا نه از نظر جنسيتي تفاوتي در ساخت شهرها وجود ندارد. اگر كسي در اين زمينه مطلب يا مقالهاي كه بتونه كمكم كنه ديده لطفا به من معرفي كنه.