تبليغاتX
صبا بی‌قرار

 

چقدر حال مي ده يه كافي شاپ غير منتظره.

تو خونه نشسته بودم، همه سايت ها رو چك كرده بودم، چند تا نامه هم برا دوستام نوشته بودم، حال درس خوندنم نداشتم، خونه هم كسي نبود بجز خواهرم كه داشت مي خوابيد. منم خميازه ‌مي‌كشيدم كه يه دفه آرش زنگ زد: خونه اي. گفتم: آره. گفت: لباس به پوش بيا پايين. 15دقيقه بعد تو كافي شاپ نشسته بوديم و هات‌ شكلات مي خورديم، آخ كه تو اين هواي سرد چقدر ‌چسبيد. كلي از اين در و اون در حرف زديم ولي خوب اصل مطلب مثل بقيه صحبت هاي اين روزها در مورد مسافرت بود.

 

*****

حوزه هنري تهران از همون آغاز تاسيس  نقش پيشرو  را در عرصه فرهنگ و هنر ما بازي مي كرد. نسل قبل از من با فيلم هاي مخملباف، حاتمي كيا، افخمي، تقوايي و... كه با تهيه كنندگي حوزه ساخته مي شد با حوزه آشنا شدند و پس از اون شايد بعضي هم نسل‌هاي من بهترين مجله اي كه هنوز ديده باشند مجله فرهنگي هنري" مهر " باشه كه اون روز ها با قيمت بسيار عالي 20 تومان با كيفيت و محتوايي عالي‌تر چاپ مي شد. فكر مي‌كنم كساني مثل نيك آهنگ كوثر، ابراهيم نبوي، حسين معززي نيا از همين نشريه مهر كم كم رشد كردند و به اين جاهايي كه امروز هستند رسيدند.

يكي از فعاليت هاي اين حوزه هنري كه به گمانم حدود 10 سالي است شروع شده، برنامه "شب فيلمنامه "در سالن كوچك ( امروزه به نام خانه فيلم ايران معروف است ) مي‌باشد كه براي بسياري از منتقدين و اهالي سينماي ما اسمي آشنا است. دقيقا همان زمان‌هايي كه پخش فيلم خارجي در سالن سينماهاي ايران ممنوع شده بود، اين مجموعه با همت آقاي مجيد بسطامي كه نوشته هاي خوب ايشان را اين روز ها در دنياي تصوير و جديدتر در شرق پيرامون فيلم هاي روز دنيا مي‌خوانيم ( در تورنتو ساكن هستند ) راه اندازي شد كه تا امروز ادامه دارد. داستان از اين قرار است كه سالن كوچك سالني با ظرفيت 50 نفر، هر هفته در چندين سانس فيلم هاي بسيار خوب خارجي رو با زير نويس بسيار خوب فارسي و با سانسور كم پخش مي كند (حتي گاهي موسيقي زمينه فيلم را هم زير نويس مي زنند. ) كه به تازگي هم سانسور هاي آن بسيار كمتر شده. از خصوصيات اين سالن فرهنگ و شعور بالاي تماشاگران آن است كه معمولا مشتري هاي ثابت آنجا هستند. هنگام پخش فيلم در سالن، كوچك ترين حرفي زده نمي شود، كسي چيزي نمي خورد، موبايل ها همه خاموش هستند. اين ها همه قانوني است كه همه مي دانند و معمولا نيازي به تذكر نيست.

در طي اين 6 سالي كه در اين برنامه ها شركت مي‌كنم بسياري از شاهكارهاي تاريخ سينما (قصه‌هاي عامه پسند، باشگاه مشتزني، لوليتا، رواني، گاو خشمگين، و....) را در اين سالن ديده ام و با بسيار از آنها خاطرات زيادي دارم، حتي هفته هايي رو بخاطر مي‌آورم كه5 روزش را براي ديدن فيلم به آنجا مي رفتم و يا روز هايي كه در سالن 50 نفري فقط 2 نفر حضور داشتن و يا فيلم "رقصنده در تاريكي" كه بيش از نيمي از سالن در حال گريستن بودند و خاطرات بسيار ديگري از اين دست.

در طي اين دو هفته گذشته هم طبق معمول 2 فيلم خوب 2005 در اين محل اكران شد. اولي "مترجم  The Interpreter" كه خوب فيلم قابل ستايشي است با بازي نيكل كيدمن كه به بازيگري پخته و كامل تبديل شده و دومي" تصادف crush " كه ديروز ديدم. فيلم از ساختاري چند لايه تشكيل شده كه با پس و پيش كردن زمان و تدوين فوق العاده گاه من رو به ياد قصه هاي عامه پسند مي انداخت، بخصوص كه داستان هم مانند آن فيلم بر يك سري تصادفاتي بنا شده است.

براي آن‌هايي هم كه عاشق تيم برتون هستند بگويم كه برنامه هفته بعد" چارلي و كارخانه شكلات سازي" است كه از شنبه تا چهار شنبه در دو سانس 16 و 18:30 اكران مي شود.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 دی1384ساعت 21:13  توسط حمید رضا  |