تبليغاتX
صبا بی‌قرار

شب اول رو يادتون هست، همون فيلم پل‌هاي مديسون كانتي رو مي‌گم، همون شب اولي كه از صبح  تا شب كريستينا با رابرت بود، نگاه‌هاي بعد از شام كريستينا رو اگه خوب ديده باشين، زمين تا آسمون با نگاه‌هاي از صبح تا قبل از شام فرق مي‌كنه. حرف‌هايي كه تو ذهن مي‌گذره ولي به زبون نمي‌‌آد رو چشم‌ها مي‌گن، حتي اون موقع كه رابرت ميره و كريستينا از پشت شيشه‌‌ي در رفتن اون رو نگاه مي‌كنه، ولي تمام اون چيز‌هايي كه تو ذهنش مي‌گذره چند ثانيه بعد كاملا مشخص مي‌شه. وقتي كه كريستينا تو تراس مي‌ايسته و بند لباسش و باز مي‌كنه تا نسيم به تمام تنش بخوره، كمي بعد هم جلوي آينده شروع ميكنه به دست كشيدن به تن برهنش. به نظرم اين تمام اون چيزيه كه تو ذهنش مي‌گذره.

                  

پشت اين خواستن تن خيلي حرف‌هاست، اين خواستن فقط وقتي اتفاق مي‌افته كه ذهن و روح كريستينا در تمام طول روز آروم آروم درگيره اون آدم مي‌شه، يك حسي بيشتر يا خيلي بيشتر از يك خواستن مادي، حسي كه از ديدن يك مرد پا به سن گذاشته جذاب و به راستي دنيا ديده، با حرف‌هايي كه چشم‌هاي كريستينا رو به زندگي و به روياهاش باز مي‌كنه به اون دست مي‌ده، نه يك جوون فكلي قد بلند با هيكل ورزشكاري. حسي كه شايد تا اون روز تجربش نكرده، يا اگه تجربه كرده سال‌ها از اون روز‌ها مي‌گذره. درست همين‌ جا است كه وقتي ذهن در گير اون آدم مي‌شه تن هم شروع به خواستن اون مي‌كنه و همين باعث مي‌شه وقتي تو وان حموم دراز كشيده به فكر رابرت مي‌افته كه چند دقيقه پيش همون‌جا داشته دوش مي‌گرفته و ناخود آگاه دستش شروع مي‌كنه به حركت روي لب و تن خودش.

يكي از سوال‌هاي كلاسيك فلسفه ذهن مسئله ارتباط ذهن با بدنِ (Mind and Body  (شايد اولين نظريه مطرح در اين باب مال جناب دكارتِ كه به دوگانه انگاري ( Dualism ) مشهوره و اين دو تا رو دو چيز منفك از هم مي‌دونه، اما نظريه ديگه‌اي هست به اسم "اين هماني" (  Identity theory ) كه تا اون جايي كه من حضور ذهن دارم هنوز ‌هم يكي از نظريات نسبتا مطرح تو بحث فلسفه ذهنه و گوياي اينه كه هر نوع از حالات ذهنی با نوعی از حالات فیزیکی همسانِ. فكر مي‌كنم حرف‌هايي كه تو بالا زدم نشون مي‌ده تو اين فيلم مفهوم اين نظريه خيلي خوب به تصوير كشيده شده.

 

چشماي عكس ( عكس با كيفيت بهتر ) بالا رو  خوب ببينيد انگار داره به ما نگاه مي‌كنه، شايد مي‌خواد بگه تو اين لحظه چه حسي داره.   

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 اردیبهشت1387ساعت 23:3  توسط حمید رضا  |