تبليغاتX
صبا بی‌قرار

 

عجيب بود برام، فكر مي‌كردم چرا تا حالا هيچي از فيلم "پل‌هاي مديسون كانتي" نشنيده‌ بودم يا نخونده بودم. اتفاقا فيلم محصول سال 1995 است، يعني همون‌ سال‌هايي كه مي‌تونم بگم فيلم‌هاي خوبش رو حتما ديده‌ام، بعد فكر كردم خوب شايد اون موقع ها توجهم و جلب نكرده كه دنبال ديدنش نبودم، اما صبح كه شروع كردم به گشتن تو نت، هيچ نوشته‌اي در مورد فيلم نديدم. واقعا نمي‌دونم فيلم به اين ‌شاهكاري با بازي بي‌نظيره مريل استريپ (در نقش فرانچسكا) كه براش نامزد اسكار هم شده چرا از دست آدم‌هاي فيلم بين ما در رفته.

 

به نظرم فيلم داستانِ انتخابِ، انتخابي كه كريستينا انجام مي‌ده بين رفتن و موندن، بين يك مرد مسن جذاب (‌كلينت ايستوود) و زندگي ساده و تكراريش در كنار همسر و فرزنداش، انتخاب بين ديدن جاهايي‌ كه دوست داره ببينه از محل تولدش تو ايتاليا تا كشور‌هاي دور آفريقا و موندن در يك روستاي دور و آروم و بودن در كنار درختها و مزرعه‌اي كه هر روز باهاشون ور مي‌ره، اما در اصل انتخابِ بين رفتن دنبال روياهاي يك زنه و اخلاقياتي كه اون و پايبند به موندن مي‌كنه. 

 

 

اين داستان زندگي خيلي از ما و بخصوص زن‌ها است، اينكه هر كسي بالاخره به روزي يه جا به اين فكر مي‌كنه كه حالا بايد چي كار كنه؟ بايد بمونه يا بره؟ موقع رفتن كه مي‌شه بايد تو چند ثانيه تصميم بگيري كه دستگيره در ماشين و باز مي‌كني و پياده مي‌شي يا نه فقط دستگيره رو تو دستات فشار مي‌دي و سرجات مي‌شيني و چشمات و اشك فرا مي‌گيره.

 

 پ.ن ۱ ) زياد تا تشكر از دوست خوب فيلم بينم براي معرفي اين فيلم

پ.ن ۲ ) تيتر از اينجا

پ.ن ۳ ) اگه حوصله داشته باشم بازم از اين فيلم مي‌نويسم.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 14 اردیبهشت1387ساعت 22:10  توسط حمید رضا  |