بعضي ها تو عزا و عروسي يه جور لباس ميپوشن.
بعضي ها سر مجلس عزا و عروسي با يه قيافه ميشينن.
بعضي ها عزا و عروسي شون باهم هيچ فرقي نمي كنه.
اين جماعت گاهي حس ترحم كردن رو تو من بيدار ميكنن.
*****
چند روز پيش به مناسبت هفته پژوهش، سخنراني با عنوان " پديدار شناسي مكان " در دانشگاه برگزار شد. موضوع سخنراني تز دكتراي يكي از اساتيد دانشگاه تهران بود كه بر اساس نظريات هايدگر از مفهوم مسكن و سكنا گزيدن پايه ريزي شده بود و بر لزوم مطالعات پديدار شناسي ( phenomenology ) نه مطالعات محض عقلي( positivisty )در باب مكان تأكيد مي كرد.
خيلي وقت بود در جلسه سخنراني به اين پرباري شركت نكرده بودم. به نظرم هر از چندگاهي كه در اين سخنراني ها شركت مي كنم اين احساس در من زنده ميشود كه هنوز هستند آدم هايي كه در اين مملكت، كارعلمي درست حسابي انجام ميدهند.
ياد كلاس هاي" فلسفه ذهن" آقاي فطوره چي تو فلسفه علم شريف افتادم كه با مصطفي به صورت آزاد شركت ميكرديم و ياد اين كه مصطفي الان داره همون جا فوق فلسفه ميخونه و من اين جا تو اصفهان پيش يه سري آدمي كه حتي نحوه تدريس را هم بلد نيستن فوق شهرسازي ميخونم.
البته يك نكته ديگر هم كه به ذهنم مي رسه اينه كه شايد جاي برگزاري اين گونه سخنراني ها بيشتر دانشكده هاي انساني باشه تا دانشكده معماري و شهرسازي. تا همه مثه سيب زميني به سخنران خيره نشن.