حتما اين جمله معروف را شنيدهايد كه ميگويند "انقلاب ها فرزندان خود را ميخورند" من هم شنيده بودم اما باور نداشتم تا اينكه احمدي نزاد به من نشان داد كه چگونه با اين تصميم سهميه بندي بنزينش بسياري از آن هفده ميليون مردم بينوايي كه براي بهتر شدن وضع معيشتشان به او راي دادند را خورد.
شايد من و تو ندانيم آن دو گالن بنزيني كه در دستهاي مردم در عكسها ميبينيم چه ارزشي دارد، ولي اين دو گالن براي آن مردي كه خانهاش خيابان پيروزي است و هر روز صبح بايد براي كار در ايران خودرو يا سايپا تا اواسط جاده كرج برود يعني يك هفته استفاده ار ماشين، يعني ميتواند صبحها ساعت 6:30 از خانه بيرون برود توي راه دو سري مسافر بزند و برگشت هم دو سري مسافر بزند و همين جوري روزي 4 هزار تومان در بياورد، براي او كه تمام حقوقش در ماه دويست هزار تومان است همين 4 هزار تومان هر روزه در ماه چيزي حدود صد هزار تومان ميشود و اين يعني نيمي از حقوق ثابتش. براي همين است كه آن دو گالن بنزين ميشود چيزي حدود 20 هزار تومان، اين به كنار به اين فكر كنيم كه از فردا كه او ديگر نميتواند ماشين ببرد بايد ساعت 4:5 صبح از خانه بيرون بزند تا به سرويس ساعت 6 كارخانه در ميدان آزادي برسد و شبها هم با اتوبوس كه برگردد زود زودش نزديك به 9 خانه ميرسد، كه اگر كودك مدرسهاي داشته باشد شايد در هفته دو سه روزش را وقتي كه به خانه ميرسد كودكش خواب باشد. از آن طرف مادر مجبور ميشود كه به جاي 3 روز در هفته هر روزش را برود خانه ديگران كار كند و حتي بعضي شبها كه خانوادههايي كه پيششان ميرود مهماني دارند براي كمك به ميزبان تا نيمه هاي شب در آن خانهها مشغول كار باشد، فكر ميكني كودك اين ها قرار است چگونه بزرگ شود؟ كودكي كه نه سايه پدر دارد و نه مهر مادر ميچشد. اين را ضرب كنيم در نيمي از جمعيت تهران و تمام شهرهاي اطرافش و بسياري ديگر در شهرهاي كشور بعد پيش خودمان قضاوت كنيم ما اگر جاي آنها بوديم براي گرفتن آن دو گالن بنزين تلاش ميكرديم يا نه؟
از اين دست بسيارند آنهايي كه در تهرانسر زندگي ميكنند و محل كارشان آبعلي و بومهن است، يا آنها كه اسلام شهر و رباط كريم هستند و براي كار به تهران مي آيند.
يا نه به آن كارمندي فكر كنيد كه در همين تهران بعد از اداره با پيكان مدل شست و چندش كه صدي ده هم بنزين ميسوزاند مسافر كشي ميكند. ميداني از اين آدم ها چند نفر در اين شهر بزرگ هستند اين آدم هايي كه ديگر يك هفتهاي است در خيابان ها ديده نمي شوند، همين چند روز پيش بود كه در راديو شنيدم مردي كه از عهده خرج خانوادهاش بر نميآمد در تهران خودكشي كرده بود. اگر ميخواهيد بداني اينها چند نفر بودند اين روزها در وسط يك خط منتظر ماشين به ايستيد تا ببينيد چقدر معطل ميشويد.
دست آقاي احمدي نژاد درد نكند ترافيك تهران كمي بهتر شده، اما به نظرم آن يك ذره پول نفتي هم كه تاكنون غير مسقيم سر سفره مردم بيچاره ميآمد با اين كار ديگر بويش هم سر سفره نمي آيد.