بايد طرفدار رئال مادريد باشي تا بدوني ديشب چه شبي بود.
خيلي از روشنفكرها فوتبال ديدن و پيگيري اون رو يك كار زرد و بي ارزش ميدونن كه فقط وقت آدم رو تلف ميكنه، تو مرام روشنفكري هم كه وقت تلف كردن وجود نداره، يا بايد خوند و نوشت يا موسيقي گوش داد يا فيلم ديد و نقد كرد.
اما حسي كه من ديشب از ديدن فوتبال داشتم، مثل كسي بود كه بعد از 4 سال كه دنبال يك فيلم شاهكار ميگشته و كلي هم نقد در موردش خونده، اون فيلم امروز به دستش رسيده و براي ديدنش بيتابي ميكنه.
رئال براي قهرماني نياز به يك برد ساده خانگي داشت اما گل زود هنگام حريف خنده رو به لب هاي هشتاد هزار نفري كه بعضي هاشون براي تهيه بليط هشتصد دلار پول داده بودن خشك كرد. از طرفي گزارشگر اعلام ميكند كه بارسلون گلهاي اول و دوم رو در ورزشگاهي ديگر زده است، حتما چندين هزار نفر آن طرف درحال شادي و فرياد هستند. هنوز نيمه تمام نشده كه بهترين گل زن رئال مصدوم ميشود و با افسوس زمين را ترك ميكند. بازي شبيه داستان هاي تراژيك شده، تماشاگرها در ميان تشويق هايشان گاه گريه هم ميكنند. بايد حتما هوادار رئال باشي تا بداني 4 سال بدون جام بودن يعني چه.
نيمه دوم هم بازي همان طور است، بارسلون گل هاي سوم و چهارم را هم زده و در اين طرف بكهام بهترين بازيكن اين روزهاي رئال مصدوم ميشود و كاپلوي بزرگ دست به دومين تعويض اجباري ميزند، اما همين بازيكن تعويضي چند دقيق بعد توپ را به تور دروازه حريف مي كوبد تا اميد در چهره هزاران نفر در سراسر دنيا زنده شود و نگاه هزاران نفر مضطرب گردد. چند دقيقه بعد بازيكن سياه پوست رئال گل برتري را ميزند تا هر كس كه ميخواهد به خاطر بياورد حتي در فوتبال هم ميشود به رفع تبعيض نژادي فكر كرد. دوربين ابتدا چهره رافائل نادال تنيس باز را ميان تماشاگران نشان ميدهد كه براي قهرماني تيم محبوبش سر از پاي نميشناسد و سپس دروازه بان رئال را به تصوير ميكشد كه اشك شوق مي ريزد. شما بگوييد چند فيلم در تاريخ سينما ميشناسيد كه اينچنين دراماتيك باشد؟
بازيكن تعويضي گل سوم را هم ميزند تا كاپلوي بزرگ فرياد شادي سر دهد. گزارشگر ميگويد بازي بارسلون پنج بر يك شده اما چه فايده؟
فكر كنم ديشب كسي در مادريد و بارسلون نخوابيده باشه، عده اي از شادي و گروهي از حسرت.