همدم اين روزهايم صداي احمد شاملو است كه " ترانههاي ميهن تلخ " يانيس ريتسوس را ميخواند.
" اينجا پرندگان نميخوانند
صخرهها خاموشند
و يونان نيز لب فرو بسته
با تمامي مردگان خويش بر خرسنگهاي خاموشي
در كار تيز كردن پنجه هاي خويش است
چرا كه يكه و تنها به خود اميد داده آزادي را !!! "
و من خسته ترم از هميشه
" اين چنين در چشم انتظاري، شبها چندان دراز ميگذرد، كه ترانه ريشه افشان كرده درخت وار بر باليده است.
و آنان كه به زندان ها اندرند مادر
و آنان كه روانه تبعيدگاهها شدهاند هر بار كه آهي بر آرند،
نگاه كن اينجا برگي بر اين سپيدار ميلرزد. "
اين روزها بسيار وسوسه تبعيد خود خواسته در فكرم بازي ميكند.
به راستي كه تمام ترانه هاي اين ميهن دارد برايم تلخ ميشود.