تبليغاتX
صبا بی‌قرار

 

حال و حوصله نوشتن نيست، اما مگه مي‌شه اين خانوم عزيز آدم رو دعوت به بازي كنه و آدم قبول نكنه. ترجيح مي‌دم يك سري آرزوهاي خصوصي رو تو دلم نگه دارم و اين جا حرفي ازشون نزنم، ولي در عوض دو سري آرزو مي‌نويسم يه سري آرزوهاي واقعي و يه سري هم آرزوهاي فانتزي.

 

آرزوهاي واقعي:

1_ آرزو می کنم آرزوي همه آدم ها برآورده بشه، مخصوصا دوستان و نزديكان و شروع كننده اين بازي كه حتما دل پري داشته كه نمي‌دونم كيه و همچنین این خانوم كه من و به بازي دعوت كرده امیدوارم آرزوهای همشون برآورده بشه. 

2_ جنگ، فقر، بدبختي و مريضي تو دنيا از بين بره همه سلامت و شاد باشن و آزادي ( آزادي واقعي نه از اين آزادي هاي 360 درجه‌اي كه به قول آقايون ما تو كشورمون داريم ) و عدالت رو زمين فراگير بشه.

3_ اين دانشگاه لعنتي دست از سر من برداره و كار پايان نامم رو روال بيفته چون الان روم نمي‌شه ديگه به استاداي مشاورم زنگ بزنم.

4_ تو زندگي زير هيچ سقفي متوقف نشم و هيچ ديواري محدودم نكنه.

5_ يه دوربين ديجيتال خوب داشته باشم با يه فوتوبلاگ

 

و اما آرزوهاي فانتزي:

1_ امسال استقلال قهرمان ليگ ايران بشه و سال بعدم تو آسيا قهرمان بشه ( خوب گفتم كه فانتزيه :دي)

2_ بتونم برم تو زمان ناپلئون ( اين دوران از تاريخ هميشه برام يه جور نوستالژي داشته) و براي اثبات حقيقت تو يه دوئل مردونه شركت كنم.

3_ يه روز يه عكاس معروف بشم.

4_ شب بخوابم و صبح كه بيدار مي‌شم ببينيم زبان انگليسي و مثل فارسي مي‌تونم حرف بزنم و بنويسم ( حالا يه شبه هم نشد اشكالي نداره تو يه هفته هم قبوله ).

5_ هيچ وبلاگ نويسي كه نوشته هاش رو دوست دارم وبلاگ نوشتن و ترك نكنه.

 

 

خوب از اونجا كه درست حسابي من نمي‌دونم كدوم بلاگرها به بازي دعوت شدن و چه كساني موندن من فعلا نازلي ، وینا ، روز بر مي‌آيد ، جاده طلايي ، اتاق آبی و ناتور که دوباره به دنیای مجازی برگشته رو به بازي دعوت مي‌كنم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 اردیبهشت1386ساعت 20:39  توسط حمید رضا  |