تو اين دو ماه اخير زندگيم از مسير هميشهگيش خارج شده، خيلي چيزها عوض شده، دغدغهها تا حد زيادي تغيير كرده، آينده پيش رو رو ميخوام به شكلي متفاوت از قبل به سازم، نه اين كه مسير قبلي اشتباه بوده، نه، اتفاقا شايد بشه گفت رسيدن به اينجا نشون دهنده اين باشه كه راه رو كم و بيش درست اومدم.
تو اين دو ماه تقريبا هيچ كار درست حسابي انجام ندادم، نه كتابي، نه نوشته خوبي، نه كوه و برنامهاي، نه پروژه خاص دانشگاهي و حتي شايد دور شدن از دوستان. گذر اين دو ماه در سكون و سكوت شايد به نوعي هزينهاي بود براي به ثبات رسيدن و وفق خود با شرايط جديد، بهايي شايد مفت در برابر نتيجهاي كه ميتونه از اون حاصل بشه، اما لازمه جلوي اين هزينهها زودتر گرفته بشه بايد در هدف و ظرف جديد بشم همون آدم قبلي با تمام آن ذوق و شوقها و انرژي در خوندن، نوشتن، ديدن دوستان و آشنايان و دوست داشتنشون بيش از پيش و آدمهاي تازه كه محبت، علم و آرامششون رو كشف كنم.