آدمها از وقتي به دنيا ميان شروع ميكنن به رشد كردن از قد و وزن گرفته تا فكر و از همون اول تو مسير رشد به وسيله عواملي كه اطراف شون وجود داره محدود ميشن، مثلا تو دوران كودكي بعد از چند سال ديگه تو كالسكه جاشون نميشه و بايد از اون بزنن بيرون.
رشد شخصيت آدمها هم از همون اول شروع ميشه و بستگي به خود شخص و شرايطي كه توش زندگي مي كنه سرعتش متفاوته، اما باز در تمام اين مدت توسط عواملي مثل خانواده، دوستان، اجتماع، حكومت، مدرسه، دانشگاه، شهر، كشور، دنيا و خيلي چيزهاي ديگه محدود ميشه اين محدوديتها تا يه اندازهاي خوبه و موجب رشد خلاقيت و تواناييهاي اون فرد ميشه ولي از يه جايي به بعد هر كدوم از اين عوامل ميشن يه ديوار يا يه سقف كه اجازه فراتر رفتن رو به آدم نميدن، حتي كار به جايي ميرسه كه نفس كشيدن زير اين سقف براي اون آدم سخت ميشه اين جا است كه او يا تصميم ميگيره اون سقف رو بشكنه و ازش بالاتر بره يا تصميم ميگيره شرايط رو قبول كنه و همون جا بمونه.
هر كدوم از ما تو زندگي مدام با اين ديوارها و سقفها مواجه ميشيم و در هر مواجه بين رد شدن يا موندن يكي رو انتخاب ميكنيم و قطعا اگه يكي رو رد كنيم مانع بعدي پیش رومون سبز ميشه و اين تكرار ميشه تا آخر و اين ما هستيم كه تعيين ميكنيم ميخوايم تا كجا بالا بريم و يا كجا توقف كنيم.
من الان رسيدم به زير يكي از اين سقفها و نفس كشيدن داره برام سخت ميشه.