تبليغاتX
صبا بی‌قرار

 

نسرين عزيز، دوست گرامي، جمعه شب كه با هم تلفني حرف مي‌زديم و تو گفتي اوريانا فالاچي برات چه جايگاهي داره و هميشه دوست داشتي يه جورايي شبيه اون باشي كلي خوشحال شدم و از اين طرز فكرت خوشم اومد، ولي ديروز كه اين نوشته‌ات رو خوندم به شدت از اون شاكي شدم. و خودت مي‌دوني اگه نمي‌شناختمت و برات احترام زيادي قائل نبودم اين نقد رو به اين شيوه فكرت نمي‌نوشتم.

 

كشتن آدم‌ها بدون شك يك اشتباهِ و اين آدم هر چقدر هم تو زندگي سختي كشيده باشه اجازه كشتن ديگران رو نداره، ولي دليلي كه افرادي چون من از او دفاع مي‌كنند نه به دليل بي‌گناهي او بلكه به اين جهت است كه او زني است قرباني اوضاع و احوال جامعه خود ( مي‌داني كه همه اين ها را من از خود تو ياد گرفته ام ) ولي هيچگاه نمي‌گوييم او اشتباهي انجام نداده فقط معتقديم او در يك لحظه دچار جنون آني شده و دست به چنين كاري زده و مجازات عمل او نبايد اين‌قدر سنگين باشه كه اعدامش كنند، اما تو وقتي مي‌نويسي:" از این کبری رحمانپور یه جورایی خوشم میاد. این آدم وقتی دیده تمام سختیها و حقارتهایی که کشیده تا زندگیش یه تکونی بخوره و روبراه بشه و دست کم، چند قدم به آرزوهاش نزدیک بشه ، داره به دست یه آدم خودخواه و نفهم تباه میشه و بی نتیجه می مونه نمی تونه طاقت بیاره و اونقدر عصبی میشه که طرفو می کشه. کاملا درکش می کنم. اصلا بعید نیست یه روز منم به سرنوشت اون دچار شم." اين را مي‌رساند كه تو عمل او رو تاييد مي‌كني و مي‌گويي اگر من هم جاي او بودم همين كار را مي‌كردم يعني مي‌گويي هر كس كه در زندگي به شدت سختي كشيد مجاز است هر كاري كه مي‌خواهد انجام دهد. اين به نظر من ترويج نوعي هرج و مرج در جامعه است كه من به هيچ وجه آن را نمي‌پسندم.

نكته ديگر كه در اين ارتباط به ذهنم مي‌رسد اين است كه وقتي تو مي‌گويي او كه در زندگي بسيار سختي و حقارت كشيده اجازه چنين كاري را دارد هيچ معيار و سنجه‌اي براي اين ميزان سختي بيان نمي‌كني، مثلا ممكن است اين خانوم در زندگي صد تا بدبختي و رنج كشيده باشد و چنين كاري كرده باشد و شخص ديگري پيدا شود كه هشتاد تا سختي كشيده و احساس كند ديگر هرچه بدبختي بوده بر سرش آمده و يا حتي ممكن است فرد ديگري خيلي نازك نارجي باشد و با كمي سختي و حقارت احساس كند جان به لبش رسيده‌ و دست به چنين كاري بزند، منظورم اين است كه تو داري داوري را به خود اشخاص مي‌سپاري و آنها را محق به انجام كار‌هايي مي‌كني كه در آن محق نيستند چه بسا كه حق اصلا با آنها نباشد.

 

راستش را بگويم به نظرم از نوشتن این پست منظور ديگري داشتي ولي از آنچه تو نوشتي اين‌ها برداشت مي‌شود و تصوير ذهني تو را بيان نمي‌كند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 شهریور1385ساعت 22:38  توسط حمید رضا  |