تبليغاتX
صبا بی‌قرار
 

سيد: حاجي شرق رو بستن، غرب و شمال و جنوب رو هم كه قبل بسته بودن، ما محاصره شديم، گرامونم گرفتن دارن نخود مي‌ريزن.  

 

حاجي: توكلت به خدا باشه

 

سيد: آزوغه مون تموم شده بچه‌ها گشنه‌ان، مهماتم نداريم ،معلوم نيست اينجا تا كي دووم بياريم.

 

حاجي: گفتم كه توكل كنين

 

از پشت بي‌سيم صداي خش خش مياد و ارتباط قطع مي‌شه.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 شهریور1385ساعت 20:41  توسط حمید رضا  |