یکی از دوستای وبلاگیم اومده تهران، اول رفتيم نشر ثالث و كمي لاي كتابهاي اونجا چرخيديم كه يه دفعه من با ديدن چاپ جديد كتاب ميرا ذوق زده شدم و دو تا ازش خريدم ( اين شعار جديد منه : ميرا بخوانيد تا رستگار شويد ) ناهار رو خانه هنرمندان خورديم و بعد عازم كافه تيتر شديم، اونجا كلي حرف زديم از دنياي حقيقي گرفته تا دنياي مجازي، از زندگي تو ايران تا ادامه تحصيل تو خارج و خيلي چيز هاي ديگه.
كافه بر خلاف عصرهاي نمايشنامه به شدت خلوت بود و من كه حسابي با بهنام و بيتا ( آقا و خانوم كافه دار )دوست شدم كمي هم با اونها گپ زدم. عصر هم با دو تا از دوستاي آزاده به نام پدر رو ديديم.
الانم دارم از خستگي ميميرم ولي بازم ميگم تا حجت بر شما تموم بشه: ميرا بخوانيد تا رستگار شويد.