فتاده تخت سنگ آنسوي تر، انگار كوهي بود.
و ما اينسو نشسته، خسته انبوهي.
زن و مرد و جوان و پير،
همه با يكديگر پيوسته، ليك از پاي،
و با زنجير.
اگر دل ميكشيدت سوي دلخواهي
بسويش ميتوانستي خزيدن، ليك تا آنجا كه رخصت بود
تا زنجير.
...
شعر كتيبه رو اخوان سال 1340 و در ارتباط با اوضاع حاكم بر جامعه و شرايط حاصل از تغييرات اون سروده.
مصاحبه گري در سال 1364 يعني چندين سال بعد از انقلاب در نوار "درخت معرفت" از او ميپرسه: آقاي اخوان آيا هنوز هم معتقديد پشت و روي آن تخته سنگ يكي است؟
و او جواب ميده: به اعتقاد من پشت و روي تخته سنگ تفاوت نكرده نه تنها در دوره ما، در دورههاي گذشته هم همينطور، همه جاي دنيا يك همچين حالاتي هست.