تا به حال هيچ وقت استاد ملكيان در مصاحبهها و سخنرانيهاي عمومياش انقدر شفاف حرف نزده بود.
با خوندن اين مصاحبه ياد سه سال پيش افتادم كه بعد از چند ديدار خصوصي با استاد ملكيان با استاد خودمون كه شاگرد و رفيق صميمي ملكيان بود بحث ميكردم و ميگفتم به نظرم ملكيان با اين تفكراتي كه داره بعيد ميدونم تو حوزه آدم هاي ديندار قرار بگيره ولي استاد ما نظر من رو قبول نميكرد و ميگفت نه اون كاملا فرد معتقد و دينداري است. البته نميدونم شايد اون روز اون نميخواست كسي مثل من تا خود استاد نخواسته اين حرف رو به اين شفافي بزنه و يا شايد حتي ميترسيد ما گمراه بشيم و يا شايد ميترسيد از نظر سياسي كار دست خودمون بديم.
بعد دوباره ياد اون آدماي كلاس اخلاقمون افتادم و ياد اون هم دانشگاهي كه هر جا ملكيان بود ميديدمش و اون بحث روز آخر تو حياط دانشكده علوم كه به عقلانيت من ايراد گرفت و من كه براش نوشتم معنويت بدون عقلانيت به درد من نميخوره.
الان كه خوب فكر ميكنم و دوباره بعضي پرسش و پاسخهاي جلسات قديمي رو گوش ميدم، به نظرم بسياري از اون آدمهايي كه چندين ساله هرجا ملكيان سخنراني داره ميبينمشون حتي تو جلسات خيلي خصوصي، با اين كه خودشون رو شاگرد ملكيان ميدونند، احتمالا هنوز خيلي از حرفهاي اون رو درست فهم نكردن.