تبليغاتX
صبا بی‌قرار


صبا حكايت نسيم ملايمی است كه از سوی شرق می وزد و رايحيه خوش را از هر كوی برزن بر گرفته و در دور دستها می پراكند
صبا داستان رهگذری است كه از انرژی بی كران عشق نيرو می گيرد و در پی آواز حقيقت می دود
صبا حديث بی قراری است بی قراری در هر روز و شب هر ساعت و هر لحظه . حديث كسی كه قرار را در بی قراری می جويد و آرامش را در سفر

جمله بی قراريت از طلب قرار تو ست            طالب بی قرار شو تا كه قرار آيدت


اولين بار سه سال پيش بود كه منزل يكی از اقوام با پديده ای در اينترنت به نام وبلاگ و وبلاگ نويسی، آشنا شدم آن روز ها حدود سیصد وبلاگ بيشتر وجود نداشت و به صورت يك دهكده كوچك و شايد مبتديانه اداره می شد به صورت پراكنده شروع به خواندن بعضی وبلاگ ها كردم . تا يك سال و نيم پيش كه فكر زدن وبلاگ به سرم زد و موجب شد چرخ مفصلی در هزاران وبلاگ بزنم و كم و بيش برا ی چند وبلاگ گروهی مطلب بنويسم . امسال بعد از كنكور ارشد و پايان امتحانات آخر ترم فر صت خوبی پيدا كردم تا با مطالعه فشرده و زياد در باب وبلاگ و وبلاگ نويسی و مهمتر از آن رسانه، افكارم را برای راه اندازی اين وبلاگ دسته بندی كنم و ساختار مورد نظر را جهت شروع كار آن بچينم
يادم می‌آيد تا همين يك ماه پيش قبل از شروع امتحانات تو اين پنج سال تحصيل هر روز ظهر بايد برای گرفتن
" ژتون روز" سراغ رضا ژتون (مسئول ژتون فروشی )می رفتيم وبرای هر روز چون از قبل ژتون تهيه نكرده بوديم بايد ژتون صد تومانی را دويست تومان می‌خريديم و با اين حال باز ژتون فردا را نمی‌خريديم و فردا روز از نو روزی از نو
داستان دنيا هم همينه هر وقت كاری رو انجام نمی‌دی كه لازم انجام بشه بعداً بايد برای انجامش هزينهء بيشتری بپردازی. وبلاگ نوشتن هم از اون كارهايی كه هر چقدر ديرتر شروع كنی احساس می‌كنی بيشتر دير كردی و كلی فكر و ايده و ... از دست دادی. پس گفتم تا موهامون سفيد نشده شروع كنيم به نوشتن

فعلاً اين قيافه را تحمل كنيد تا يك كاريش بكنم

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 شهریور1384ساعت 18:53  توسط حمید رضا  |