همدم اين روزهايم صداي احمد شاملو است كه " ترانههاي ميهن تلخ " يانيس ريتسوس را ميخواند.
" اينجا پرندگان نميخوانند
صخرهها خاموشند
و يونان نيز لب فرو بسته
با تمامي مردگان خويش بر خرسنگهاي خاموشي
در كار تيز كردن پنجه هاي خويش است
چرا كه يكه و تنها به خود اميد داده آزادي را !!! "
و من خسته ترم از هميشه
" اين چنين در چشم انتظاري، شبها چندان دراز ميگذرد، كه ترانه ريشه افشان كرده درخت وار بر باليده است.
و آنان كه به زندان ها اندرند مادر
و آنان كه روانه تبعيدگاهها شدهاند هر بار كه آهي بر آرند،
نگاه كن اينجا برگي بر اين سپيدار ميلرزد. "
اين روزها بسيار وسوسه تبعيد خود خواسته در فكرم بازي ميكند.
به راستي كه تمام ترانه هاي اين ميهن دارد برايم تلخ ميشود.
من فقط یه سوال دارم حالا که تکلیف زنای فمینیست روشن شده بگین آقایون فمینیست هم چی هستن تا ما تکلیف خودمون و بدونیم؟
هرچه قدر كه فكر ميكنم نميتونم باور كنم طرح مبارزه با بد حجابي فقط براي برقراري مبارزه با بد حجابي يا برقراري امنيت اجتماعي در جامعه است. چند تا سوال تو ذهنم بازي ميكنه كه نميدونم جواب هام چقدر به حقيقت نزديكه.
1_ چه كسايي با برقراري اين طرح فكر و ذكرشون ميره دنبال اون و باهاش درگير ميشن؟
2_ اتفاق هاي امير كبير از كجا شروع شده و ذهن چه كسايي رو مشغول ميكنه؟
3_ اين وسط قراره چيزي مخفي بشه؟
شايد همش خيالبافي يا توهم توطئه باشه ولي:
1_ اگه برنامههاي تلويزيون رو اين روزها نگاه كنيم طرح مبارزه با بد حجابي درست مثل يك شوي پر بيننده بخش عمدهاي از برنامههاي هر شب رو پر ميكنه كه بيشتر شبيه يه مانور تبليغاتيه، و انقدر كه برنامه ها و اخبار هاي مختلف صدا و سيما روي اون زوم كردن حتي سفر استاني رئيس جمهور يا اتفاقات بين المللي مورد توجه قرار نمي گيره.
همين هم باعث ميشه آدمهاي مختلف از مخالفان ( مثل اكثريت بلاگستان و بسياري از مردم عادي ) و موافقان ( كه مشخصه چه كسايي هستن ) اين طرح موضع براشون عادي نشه و هنوز بعد از گذشت 12 روز از شروع اون همه در موردش حرف بزنن.
2_ اما دستان اميركبير با يك حركت مشخص كه بعيده كار گروهي بجز يك سازمان منظم و برنامه ريزي شده باشه اونم تو شرايط سياسي امير كبير امسال كه در يكي از منفعل ترين سالهاي 10 سال اخيرش به سر ميبره و بعد هم بحث چند نشريه كوچيك كه شايد مجموع خواننده هاشون به 500 نفر هم نرسه يك دفعه در حد يك موضوع ملي مطرح بشه ( قبل تر هم مشابهش رو تو داستان نشريه موج ديده بوديم ) و همه بسيجيها و همه متدينين يك دفعه يادشون احساس كنن كه دين و مقدساتشون زير سوال رفته و بعد تجمع و تعطيلي كلاس ها و باز هم مانور هاي تبليغاتي و...
3_ 14و 15 اردیبهشت يعني دو روز ديگه قرار اجلاس شرك و الشيخ با دعوت آمريكاييها در مصر برگزار بشه ( چرا در مصر؟ ).
يادمه چند ماه پيش مذاكره دورادور ايران با امريكا حتي در مورد عراق هم يك تابو بود و چندين و چند مناظره در مورد اون اتفاق افتاد و هنوز هم اگه مذاكره مستقيمي بين اين دو تا صورت بگيره موافقان و مخالفان زيادي بين همانها كه اين روزها سرشان به مسائل بالا گرم است دارد.
حال و حوصله نوشتن نيست، اما مگه ميشه اين خانوم عزيز آدم رو دعوت به بازي كنه و آدم قبول نكنه. ترجيح ميدم يك سري آرزوهاي خصوصي رو تو دلم نگه دارم و اين جا حرفي ازشون نزنم، ولي در عوض دو سري آرزو مينويسم يه سري آرزوهاي واقعي و يه سري هم آرزوهاي فانتزي.
آرزوهاي واقعي:
1_ آرزو می کنم آرزوي همه آدم ها برآورده بشه، مخصوصا دوستان و نزديكان و شروع كننده اين بازي كه حتما دل پري داشته كه نميدونم كيه و همچنین این خانوم كه من و به بازي دعوت كرده امیدوارم آرزوهای همشون برآورده بشه.
2_ جنگ، فقر، بدبختي و مريضي تو دنيا از بين بره همه سلامت و شاد باشن و آزادي ( آزادي واقعي نه از اين آزادي هاي 360 درجهاي كه به قول آقايون ما تو كشورمون داريم ) و عدالت رو زمين فراگير بشه.
3_ اين دانشگاه لعنتي دست از سر من برداره و كار پايان نامم رو روال بيفته چون الان روم نميشه ديگه به استاداي مشاورم زنگ بزنم.
4_ تو زندگي زير هيچ سقفي متوقف نشم و هيچ ديواري محدودم نكنه.
5_ يه دوربين ديجيتال خوب داشته باشم با يه فوتوبلاگ
و اما آرزوهاي فانتزي:
1_ امسال استقلال قهرمان ليگ ايران بشه و سال بعدم تو آسيا قهرمان بشه ( خوب گفتم كه فانتزيه :دي)
2_ بتونم برم تو زمان ناپلئون ( اين دوران از تاريخ هميشه برام يه جور نوستالژي داشته) و براي اثبات حقيقت تو يه دوئل مردونه شركت كنم.
3_ يه روز يه عكاس معروف بشم.
4_ شب بخوابم و صبح كه بيدار ميشم ببينيم زبان انگليسي و مثل فارسي ميتونم حرف بزنم و بنويسم ( حالا يه شبه هم نشد اشكالي نداره تو يه هفته هم قبوله ).
5_ هيچ وبلاگ نويسي كه نوشته هاش رو دوست دارم وبلاگ نوشتن و ترك نكنه.
خوب از اونجا كه درست حسابي من نميدونم كدوم بلاگرها به بازي دعوت شدن و چه كساني موندن من فعلا نازلي ، وینا ، روز بر ميآيد ، جاده طلايي ، اتاق آبی و ناتور که دوباره به دنیای مجازی برگشته رو به بازي دعوت ميكنم.